+ نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
آنچنان كه از روايات برميآيد،
يكي از بزرگترين فتنههاي مقارن ظهور، درگيري ويژهاي است كه در منطقة
«قرقيسيا» در سوريه رخ ميدهد. هم در منابع شيعي و هم در منابع اهل سنت به
اين نبرد اشاره و از جزئيات آن خبر داده شده است. مقالة حاضر تنها در پي
آن است كه گزارشي اجمالي از آنچه در اين منابع آمده، ارائه نمايد.
انشاءالله تحليل جامعتر اين رويداد را در فرصتي ديگر پي ميگيريم. در
اين مقاله ابتدا پارهاي از روايات شيعه و اهل سنت را كه در آنها به
گستردگي و بزرگي نبرد قرقيسيا اشاره شده، نقل ميكنيم و در ادامه نيز به
بررسي موقعيت جغرافيايي اين منطقه، دلايل و زمينههاي بروز اين نبرد،
طرفين نبرد و زمان وقوع آن ميپردازيم سپس به اجمال این واقعه را با حادثة
آرمگدون كه از جانب مسيحيان صهيونيست تبليغ ميشود، مقایسه ميكنيم.
روايتهاي
اسلامي خبر از وقوع جنگها، فتنهها و آشوبهاي گسترده و فراواني در
آخرالزّمان، در آستانة ظهور امام مهدي (ع) ميدهند؛ فتنههايي كه پيدرپي
ميرسند و سرزمينهاي بسياري را در برميگيرند. رسول گرامي اسلام (ص) از
اين فتنهها و آشوبها چنين ياد ميكنند: «فتنهاي به پا ميشود و به
دنبال آن فتنهاي ديگر برميخيزد. فتنة اوّلي در مقايسه با دومي همانند
تازيانه خوردن در مقايسه با ضربات لبة تيز شمشير است! سپس فتنهاي پديد
ميآيد كه همة محرّمات در آن حلال شمرده شود! آنگاه خلافت به بهترين مردم
روي زمين ميرسد، در حالي كه او در خانهاش نشسته باشد».1 آن حضرت در
روايت ديگري به گستردگي و تنوع اين فتنهها اشاره كرده، ميفرمايند: «بعد
از من چهار فتنه بر شما فرود آيد كه در اوّلي خونها مباح ميشود، در دومي
خونها و ثروتها مباح ميگردد، در سومي خونها و ثروتها و ناموسها مباح
ميشود و در چهارمي آشوبي كور و كر جهان را مضطرب ميسازد آنچنان كه كشتي
غول پيكر آبهاي مجاور را مضطرب كند، اين فتنه شما را زير پر ميگيرد و
عراق را ميپوشاند و در جزيره دست و پا ميزند، مردم تلخي حوادث و فشار
آشوب را لمس ميكنند، آنچنان كه پوست به هنگام دباغي شدن فشار وارده را
لمس ميكند. كسي قدرت يك كلمه سخن گفتن نخواهد داشت! اين فتنه در نقطهاي
آرام نمييابد جز پس از آنكه در نقطهاي ديگر بيداد كند».2
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|

مشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیة دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دورة حاکمیت هزارسالة غربيان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
شيخ مفيد روايت كرده است كه بنيعباس داخل شدند بر
صالح بن وصيف در زماني كه حضرت امام حسن عسگري عليهالسلام را حبس كرده
بود و به او گفتند كه بر ايشان تنگ گير و بر وي وسعت مده.
صالح گفت: چه توانم با او نمود؟! و حال آن كه سپردهام او را به دستِ دو نفر كه بدترين اشخاصي هستند كه تا به حال شناختهام...
پدرش امام دهم، حضرت هادي -عليه السلام- و مادرش بانوي پارسا و شايسته، «حديثه» ، است كه برخي، از او بنام «سوسن» ياد كردهاند.
فضايل معنوي و اخلاقي امام حسن عسكري(ع) به گونهاي بود كه حتي زندانبانهاي ايشان را متأثر ميكرد.
امام عسكري، يازدهمين پيشواي شيعيان، در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود.
پدرش امام دهم، حضرت هادي -عليه السلام- و مادرش بانوي پارسا و شايسته، «حديثه» ، است كه برخي، از او بنام «سوسن» ياد كردهاند.
اين
بانوي گرامي، از زنان نيكوكار و داراي بينش اسلامي بود و در فضيلت او همين
بس كه پس از شهادت امام حسن عسكري-عليه السلام-پناهگاه و نقطه اتكاي
شيعيان در آن مقطع زماني بسيار بحراني و پر اضطراب بود.
از آنجا كه
پيشواي يازدهم به دستور خليفه عباسي در «سامراء»، در محله «عسكر» سكونت
(اجباري) داشت، به همين جهت «عسكري» ناميده ميشود.
از مشهورترين القاب ديگر حضرت، «نقي» و «زكي» و كينهاش «ابو محمد» است.
ايشان 22 ساله بود كه پدر ارجمندش به شهادت رسيد.
مدت امامتش 6 سال و عمر شريفش 28 سال بود، در سال 260 ه.ق به شهادت رسيد و در خانه خود در سامراء در كنار مرقد پدرش به خاك سپرده شد.
***
شيخ
مفيد روايت كرده است كه بنيعباس داخل شدند بر صالح بن وصيف در زماني كه
حضرت امام حسن عسگري عليهالسلام را حبس كرده بود و به او گفتند كه بر
ايشان تنگ گير و بر وي وسعت مده.
صالح گفت: چه توانم با او نمود؟! و حال آن كه سپردهام او را به دستِ دو نفر كه بدترين اشخاصي هستند كه تا به حال شناختهام...
و اينك آن دو نفر اهل نماز و روزه گشتهاند و در عبادت به مقامي عظيم رسيدهاند.
پس امر كرد آن دو نفر را آوردند. پس ايشان را عِتاب كرد و گفت: واي بر شما، چيست شأن شما با اين شخص؟
گفتند:
چه بگوييم در حقِّ مردي كه روزها را روزه ميگيرد و شبها را تا به صبح به
عبادت مشغول است. تكلّم نميكند با كسي و مشغول نميشود به غير از عبادت و
هر وقت نظر به ما ميافكند، بدن ما ميلرزد و چنان ميشويم كه مالك نفسِ
خود نيستيم و خودداري نميتوانيم بكنيم.
آل عباس چون اين را شنيدند، در كمالِ ذلّت به بدترين حالي از نزد صالِح برگشتند.
مؤلف
گويد: از روايات ظاهر ميشود كه آن حضرت بيشتر اوقات محبوس و ممنوع از
معاشرت بود و پيوسته مشغول بود به عبادت و مسعودي روايت كرده كه حضرت امام
علي النقي پنهان ميكرد خود را از بسياري از شيعيان خود مگر از عدد قليلي
از خواصِ خود و چون امر منتهي شد به حضرت امام حسن عسگري از پشتِ پرده با
خواص و غير خواص تكلم ميفرمود... و اين عمل از آن جناب و از پدر
بزرگوارشان پيش از او مقدّم بود براي غيبت حضرت صاحبالزمان كه شيعيان
مألوف شوند و از غيبت وحشت نكنند و عادت جاري شود در احتجاب و اختفاء.
منبع: فارس
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط zolqarneyn
|
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط zolqarneyn
|